خب صاحبان کسب و کارهای موفق باید توانایی کاهش خطرات خاص شرکت را داشته باشند. به صورت همزمان باید بتوانند یک محصول یا خدمات را با یک نقطه قیمتی متناسب با سطح تقاضای مصرف کننده به بازار عرضه کنند. تعدادی از کسب و کارهای کوچک در طیف گسترده ای از صنایع وجود دارند که عملکرد خوبی دارند. این کسب و کارها به طور مداوم سودآور هستند و مشکل خاصی ندارند. اما آن ها تنها دسته کوچکی از کسب و کارهای کوچک هستند.
برای حفاظت از کسب و کارهای تازه تاسیس شده، لازم است درک کنیم که چه چیزی می تواند منجر به شکست در بیزینس شود. همچنین باید درک کنیم که چگونه می توان به طور کلی جلوی هر مانعی ایستاد یا از آن اجتناب کرد. در ادامه 4 دلیل شکست کسب و کارهای کوچک را با هم مرور می کنیم. مهم ترین دلایلی که می توان برای شکست کسب و کارهای کوچک نام برد، موارد زیر هستند:
در زمینه مسائل مالی چند مشکل رایج وجود دارد که در زیر می آیند.
دلیل اصلی عدم موفقیت کسب و کارهای کوچک، کمبود بودجه یا سرمایه در گردش است. در بیشتر موارد، صاحب کسب و کار از نزدیک می داند که برای ادامه کار روزمره، از جمله حقوق و دستمزد کارکنان، چه مقدار پول لازم است. این هزینه ها شامل پرداخت هزینه های سربار ثابت و متغیر مانند اجاره و آب و برق و پرداخت به موقع فروشندگان خارج از کسب و کار می باشد. با این حال، صاحبان شرکت های شکست خورده کمتر با میزان درآمد حاصل از فروش محصولات یا خدمات سازگار هستند. این قطع ارتباط منجر به کمبود بودجه می شود. می تواند به سرعت یک کسب و کار کوچک را از کار بیاندازد.
دلیل دوم صاحبان کسب و کاری هستند که در قیمت گذاری محصولات و خدمات دقت و حساسیت کافی به خرج نمی دهند. برای غلبه بر رقابت در صنایع بسیار اشباع شده. شرکت ها ممکن است کالا یا خدماتی را بسیار ارزان تر از پیشنهادات مشابه قیمت گذاری کنند. هدفشان نیز این است که مشتریان جدید را فریب دهند. در حالی که این استراتژی در برخی موارد موفقیت آمیز است. کسب و کارهایی که در نهایت درهای خود را می بندند. کسب و کارهایی هستند که قیمت محصول یا خدمات را برای مدت طولانی بیش از حد پایین نگه می دارند. وقتی هزینه های تولید، بازاریابی و تحویل بیش از درآمد حاصل از فروش جدید باشد. کسب و کارهای کوچک چاره ای جز تعطیلی ندارند.
شرکت های کوچک در مرحله راه اندازی می توانند از طریق دریافت سرمایه به منظور ارائه محصول جدید به بازار، تامین بودجه توسعه یا پرداخت هزینه های جاری بازاریابی با چالش هایی روبرو شوند. در حالی که شتاب دهنده ها، سرمایه گذاران خطر پذیر و وام های بانکی متعارف از منابع مالی موجود برای مشاغل کوچک هستند. اما هر شرکتی جریان درآمد یا مسیر رشد مورد نیاز برای تامین بودجه عمده از آن ها را ندارد. بدون هجوم بودجه برای پروژه های بزرگ یا نیازهای مداوم سرمایه در گردش، کسب و کارهای کوچک مجبورند درهای خود را ببندند.
برای کمک به کسب و کارهای کوچک در مدیریت موانع تامین مالی، صاحبان کسب و کارها ابتدا باید بودجه ای واقع بینانه برای فعالیت های شرکت در نظر بگیرند. مایل به تهیه مقداری سرمایه از خزانه خود در مرحله شروع یا گسترش باشند. قبل از اینکه بودجه در واقع لازم باشد. تحقیق و ایمن سازی گزینه های تامین مالی از چندین محل ضروری است. وقتی زمان دستیابی به بودجه فرا می رسد. صاحبان کسب و کار باید از قبل منابع مختلفی داشته باشند که می توانند از آن ها برای سرمایه استفاده کنند.
در دنیای آنلاین امروزه، نرخ کلیک شما را می توان به بازی ساز در یک تیم فوتبال تشبیه کرد. آن ها فرصت هایی برای شما ایجاد می کنند تا بتوانید یک گل به ثمر برسانید. اما آیا شما در بازی ساز دیجیتالی شما آن طور که فکر می کنید قوی هستید. با افزایش نرخ کلیک (CTR) می توانید در هزینه خود صرفه جویی کنید و عملکرد تبلیغات خود را بهبود ببخشید.
نرخ کلیک به تعداد کلیک هایی که یک لینک خاص ثبت می کند، تقسیم بر تعداد دفعاتی که به صورت آنلاین ظاهر می شود، اشاره دارد. مدیران وب سایت از این معیار برای ارزیابی محبوبیت لینک در بین بازدیدکنندگان سایت استفاده می کنند. هر صنعتی دارای نرخ کلیک های متمایز است. به عنوان مثال، میانگین نرخ کلیک برای تجارت الکترونیکی از طریق ایمیل 2.07 است.
اگر لینک یا تبلیغ شما دویست بار ظاهر شود اما فقط یک کلیک دریافت کند. نرخ کلیک 0.5 درصد دارد. در اینجا، هیچ کس نیازی ندارد به شما بگوید کسب و کار دیجیتالی شما در وضعیت اضطراری است. شما باید به میزان کلیک هر چیزی که در وب سایت خود تبلیغ می کنید اهمیت دهید. دلیل آن این است که نرخ متوسط بالا نشان می دهد که لینک یا تبلیغ شما باعث ایجاد ترافیک می شود.
در این صورت، شما همچنین در مورد کلمات کلیدی موثر برای هدف گیری اطلاعات دریافت می کنید. این بینش زمانی اهمیت زیادی دارد که مجبور باشید نسخه تبلیغاتی بیشتری برای وب سایت خود ایجاد کنید. حال بیایید در ادامه به روش های ارگانیک برای افزایش نرخ کلیک و عملی کردن آن ها برای افزایش نرخ کلیک وبسایت خود بپردازیم.
این یک نقطه خوب برای شروع است. نرم افزار مدیریت وظیفه موثر می تواند به تسهیل امور کمک کند. قبل از دستیابی به بزرگترین بازدیدهای وب خود، با بزرگترین اشتباهات خود شروع کنید. بسیاری از لینک های شما در حال حاضر در تاریکی موتورهای جستجو در حال چرخش هستند، اما نگران نباشید. به نوعی، آن ها به اعماق فرو رفتند تا بتوانند لینک های آینده شما را از طریق رتبه بالا ببرند. به سادگی یادداشت برداری کنید تا به شما در انجام آنچه لازم است کمک کند.
با مراجعه به سرچ کنسول گوگل خود شروع کنید. تجزیه و تحلیل ترافیک خود را بارگیری کنید. به Performance بروید، Querieها را انتخاب کنید و میانگین نرخ کلیک خود را بررسی کنید. همانطور که SKU فروشنده به فروشندگان در ردیابی حرکت موجودی کمک می کند. این اطلاعات می تواند به شما در ردیابی تبدیل صفحه کمک کند. با این کار، شما قادر خواهید بود صفحات با کمترین نرخ کلیک را مشاهده کنید. به این ترتیب ، شما یک برنامه دارید که صفحات مورد نیاز برای بیشترین تغییرات را برجسته می کند.
در حوزه دیجیتال، مانند حوزه آفلاین، تصاویر بسیار مهم هستند. همانند استفاده هوشمندانه از کلمات کلیدی، تصاویر می توانند راه زیادی را برای افزایش کلیک بر یک لینک ایجاد کنند. اخیرا داده های بیش از 5000 کمپین مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است. بر اساس تجزیه و تحلیل، میزان کلیک روی کمپین های دارای تصویر 42 درصد بیشتر از کمپین های بدون آن بوده است.
در هر پلتفرم رسانه های اجتماعی موجود، تصاویر به طور مداوم باعث افزایش تعامل می شوند. تمایل جمعی به محتوای بصری نباید برای هیچ کس شگفت انگیز باشد. کلمات فقط تا زمانی پیش می روند که تصاویر و ویدئوها نقش خود را برداشته و تصویری شفاف ترسیم کنند. بنابراین، محتوای بصری بیشتری را نیز درج کنید. فراتر از آنچه در بالا توصیه شد. همچنین می توانید زیر مجموعه جذاب استراتژی طراحی UX را کشف کنید.
از آنجایی که صفحات زیادی برای مخاطبین شما در اینترنت وجود دارد. یک پیام واضح با آن ارسال کنید. اگر در وهله اول کاربر را تحت تاثیر قرار ندهید. به احتمال زیاد هرگز دیگر فرصت این کار را نخواهید داشت. برای افزایش نرخ کلیک طبیعی، باید اطمینان حاصل کنید که محتویات شما را می توان از اسلگ شما استخراج کرد. فقط در کلمات و نمادهای تصادفی چیده نشوید. اطمینان حاصل کنید که آدرس اینترنتی شما نام تجاری را به وضوح نشان می دهد. اگر به ماهیت محتوای وب نیز اشاره کند. احتمالا کلیک های بیشتری را جذب می کند.
بازاریابی درونگرا یک روش بازاریابی است که اهمیت ایجاد محتوا برای جذب مشتری و انتقال آن ها از طریق کانال فروش شما را برجسته می کند. اگر بخواهیم ساده تر بگوییم، بازاریابی درونگرا به این معناست که مشتری بعد از پیدا کردن برند و محصولات شما این احساس را داشته باشد که خودش جذب شما شده است. همچنین تصور کند که هیچ تبلیغی در کار نبوده است. مستقیما خودش به سمت شما سوق داده شده است. برای مثال فرض کنید یک مخاطب به دنبال خرید یک دوربین عکاسی است. با جستجو در گوگل به سایت شما می رسد. در واقع او می داند که خودش به سایت شما جذب شده است. با ارسال پیام یا تبلیغات شما را پیدا نکرده است. به همین دلیل است به بازاریابی درونگرا، بازاریابی ربایشی یا جاذبه ای نیز می گویند.
در این نوع بازاریابی با تولید محتوا غنی و مطالب جذاب شما به راحتی می توانید مخاطب را به سمت خود جذب کنید. این روش به این دلیل اهمیت دارد که شما بدون انجام هیچ تبلیغی و صرف هزینه اضافه می توانید به جذب مخاطب بپردازید. در این روش مخاطب چون با جستجو توسط خودش و بدون دخالت عوامل بیرونی به محصولات و خدمات شما رسیده است. باعث می شود که حس اعتماد بیشتری نسبت به شما داشته باشد. همچنین این نوع مشتری ها و مخاطبان پایدارتر و ماندگارتر هستند. شما با تولید محتوا مستمر و جذاب می توانید به جذب بیشتر مخاطب از این روش دست پیدا کنید.
در مقابل بازاریابی درونگرا، بازاریابی برونگرا قرار دارد. در این نوع از بازاریابی به خواست مخاطب توجه نمی شود. فقط اعمال و روش هایی که سازمان یا یک برند به کار می برد مهم است. با یک مثال بهتر آن را درک خواهید کرد. تصور کنید در حال تماشا فیلم مورد علاقه خود هستید. ناگهان بدون خواست و اجازه شما فیلم قطع شده و تبلیغ شامپو پخش می شود. این یک مثال از بازاریابی برونگرا است که اکثر مردم آن را تجربه می کنند. این تجربه ناخوشایند می تواند حتی باعث ایجاد حس تنفر نسبت به محصول یا خدمات مذکور باشد. تا به اینجا مقاله احتمالا برای شما مفهوم بازاریابی درونگرا و اهمیت آن قابل لمس شده باشد.
دلایل بسیاری وجود دارند که بازاریابی درونگرا نسبت به سایر روش های بازاریابی بهتر عمل می کند. باهم به بررسی تعدادی از دلایل آن می پردازیم. این دلایل ممکن است شامل راهکار هایی برای کمک به کسب و کار شما باشند پس با ما همراه باشید:
برای شروع کار با روش بازاریابی درونگرا فقط به یک وب سایت و محتوا خوب نیاز دارید. برای کسب و کارهای کوچک، ممکن است هزینه های راه اندازی مورد نیاز در روش های دیگر بازاریابی ترسناک به نظر برسد. در روش های سنتی مانند تبلیغات تلویزیونی، چاپ، بیلبوردها و پوسترها بسیار هستند. اگرچه این ها می توانند آگاهی را افزایش دهند. اما در جذب و نگهداری مشتری به همان اندازه موثر نیستند. به صورت کلی شما با انجام و تکیه به روش بازاریابی درونگرا با کاهش چشم گیر هزینه ها روبرو خواهید بود.
مشتریان و مخاطبانی که توسط روش بازاریابی درونگرا جذب می شوند. بسیار باهوش تر و قابل اعتماد تر نسبت به مشتریان جذب شده توسط روش های دیگر بازاریابی هستند. به این دلیل که وقتی مشتری توسط جستجو ها و پرسش و پاسخ های مورد نظرش به شما و محصولات شما می رسد. طبیعتا می داند که به دنبال چیست. این نوع از مشتریان همیشه قابلیت تعامل و برقراری ارتباط با آنان مسیر است. چون اکثرا با دنیای اینترنت و نحوه کار با ابزار آن آشنا هستند.
در حالی که ریدایرکت 301 یک جابجایی دائمی آدرس اینترنتی شما است. ریدایرکت 302 یک تغییر موقتی است. که هم کاربران و هم موتورهای جستجو را به مدت محدود به مکان جدید مورد نظر هدایت می کند . تا زمانی که ریدایرکت حذف شود. این ریدایرکت 302 ممکن است به عنوان 302 یافت شده (HTTP 1.1) یا به طور موقت (HTTP 1.0) منتقل شود.
ریدایرکت 302 بسیار آسان تر است. زیرا می توان با استفاده از یک متا تگ یا در جاوا اسکریپت این کار را انجام داد. به جای اینکه مدیر وب سایت را مجبور به دسترسی به فایل های سرور کند. زمان اضافی لازم برای ایجاد ریدایرکت 301 را صرف کند.
وقتی موتورهای جستجو سعی می کنند تعیین کنند کدام صفحه دارای ارزش بیشتری است. استفاده از ریدایرکت 302 هنگامی که باید از ریدایرکت 301 استفاده می کردید، مشکل ساز می شود. به احتمال زیاد موتور جستجو فقط یک نسخه از صفحه را در نتایج موتور جستجوی خود فهرست می کند. به این معنی که صفحه اشتباه ممکن است همان چیزی باشد که در لیست قرار می گیرد. این مشکل با گذشت زمان با ایجاد زنجیره ای از تغییر مسیرها بر روی سایت های قدیمی تر، پیچیده تر خواهد شد.
برخی ممکن است امیدوار باشند از تاخیر در پیری گوگل مرتبط با ریدایرکت 301 جلوگیری کنند. این مسئله ای برای گوگل ایجاد می شود که باید در نظر داشته باشد که آیا هدایت 302 یا 301 در واقع منظور بوده است یا خیر. زیرا آن ها می خواهند تجربه موتورهای جستجو را بهبود بخشند و مدیران وب به طور منظم از ریدایرکت 302 استفاده می کنند. در صورتی که ریدایرکت 301 فقط به این دلیل که نمی دانند مناسب است. تفاوت. این می تواند باعث ایجاد مشکل در رتبه بندی موتورهای جستجو و موارد دیگر شود.
مواقعی وجود دارد که ریدایرکت 302 مفید است. افزودن ریدایرکت 302 برای:
ریدایرکت های 302 تغییر موقت هستند. زمانی استفاده می شوند که مدیران وب سایت نیاز به ارزیابی عملکرد یا جمع آوری بازخورد داشته باشند. آن ها نباید به عنوان یک راه حل دائمی استفاده شوند. پس اگر می خواهید کاربران را برای مدت کوتاهی به یک سایت یا صفحه جدید بفرستید. مانند زمانی که در حال طراحی مجدد یا به روز رسانی وب سایت خود هستید، از این نوع ریدایرکت استفاده خواهید کرد.
بنابراین، مزایای دقیق استفاده از ریدایرکت 302 چیست؟ همه ریدایرکت ها یکسان ایجاد نمی شوند. استفاده از ریدایرکت اشتباه می تواند تاثیر شدیدی بر سئو سایت شما داشته باشد. به یاد داشته باشید، ریدایرکت 301 دائمی است. شما به گوگل و کاربران می گویید که صفحه از بین رفته و دیگر باز نمی گردد. اگر تغییر دائمی نیست، می خواهید از ریدایرکت 302 استفاده کنید. در اینجا چند مزیت استفاده از ریدایرکت 302 نسبت به 301 آورده شده است.
چند مورد ناامید کننده تر از کلیک روی لینک و پیدا نکردن محتوایی است که انتظار دارید. کافی است اکثر کاربران را به نتایج جستجو و به رقیب بازگردانید. ریدایرکت 302 باعث می شود کاربران و موتورهای جستجو همیشه محتوای مورد نظر خود را پیدا کنند. به عنوان مثال، اگر محصولی به طور موقت در انبار باشد. ممکن است از ریدایرکت 302 برای ارسال مشتریان به صفحه محصول مربوطه یا صفحه ای استفاده کنید. تا به آن ها اطلاع دهید که چه زمانی محصول احتمالا در انبار موجود است. همچنین ممکن است هنگام طراحی مجدد صفحه محتوای ستون، از 302 برای ارسال کاربران به محتوای مرتبط استفاده کنید.
برخلاف 301 صفحه، ریدایرکت 302 موقتی است. به این معنی که می توانید در هر زمان به عقب برگردید. این امر انعطاف پذیری زیادی را برای صاحبان سایت فراهم می کند. به عنوان مثال، هنگام طراحی مجدد صفحه فرود( لندینگ پیج)، می توانید کاربران سایت را موقتا به صفحه مربوطه ارسال کنید. از آنجا که تغییر موقت است. گوگل صفحه را از نتایج جستجو حذف نمی کند و در غیر این صورت صفحه را در رتبه بندی خود بی ارزش می کند.
گوگل پنالتی زمانی رخ می دهد که تشخیص دهد یک وب سایت دستورالعمل های مدیر وب سایت خود را نقض می کند. دو نوع مختلف مجازات وجود دارد. اما هر دوی آن ها نتیجه کاهش رتبه و ترافیک را به همراه دارند.
هر سال، گوگل تغییراتی در الگوریتم های خود ایجاد می کند. تا بهترین نتایج را برای جستجوی خود ارائه دهد. برخی از به روز رسانی های قابل توجه گوگل عبارتند از: پاندا، پنگوئن، کبوتر و مرغ مگس خوار.
برخی از به روزرسانی های الگوریتم برای پایین آوردن رتبه صفحات ناقض دستورالعمل ها طراحی شده اند. مانند پاندا (کلمات کلیدی، خطاهای دستوری و محتوای با کیفیت پایین) و پنگوئن (تاکتیک های لینک کلاه سیاه) در حالی که برخی دیگر به منظور صفحاتی با عوامل رتبه بندی اولویت بندی شده جدید طراحی شده اند. ، مانند کبوتر (سیگنال های محلی قوی) و مرغ مگس خوار (ریسپانسیوی برای تلفن همراه) که پیش تر به هرکدام جداگانه پرداختیم. با توجه به این موارد، آیا از تجربه صفحه و به روزرسانی های ایندکس سازی اول تلفن همراه اطلاع دارید؟
پس از بروزرسانی الگوریتم، یک وب سایت ممکن است به دلیل نقض دستورالعمل ها یا به دلیل همسویی بهتر سایت ها با عوامل رتبه بندی خاص، رتبه خود را کاهش دهد.
پنالتی های الگوریتمی به صراحت در هیچ کجا بیان نشده است. بنابراین نمی توانید آن ها را بررسی کنید. بهترین کاری که می توانید انجام دهید. این است که ببینید آیا کاهش ترافیک شما با انتشار به روزرسانی الگوریتم مطابقت دارد یا خیر. تا آنجا که می توانید در مورد آن اطلاعات کسب کنید. تا بتوانید هرگونه تعدیل مورد نیاز برای حرکت رو به جلو یا هرگونه اصلاحاتی را که باید انجام دهید، شناسایی کنید. در محتوای موجود ایجاد کنید.
بسته به بروزرسانی و میزان نامناسب بودن وب سایت شما با آن، اصلاحات شما ممکن است منجر به بازگرداندن رتبه و ترافیک شود. در حالی که به روزرسانی های الگوریتمی اغلب اتفاق می افتند. همه آن ها به سایت ها برای EAT و عملکرد فنی مطلوب پاداش می دهند. بنابراین این ها باید نقطه تمرکز ثابت شما باشند.
پنالتی های دستی توسط کارکنان واقعی گوگل برای صفحاتی با مسائل احتمالی سهوی مانند کیفیت و امنیت محتوا یا برای دست کاری عمدی الگوریتم گوگل با استفاده از سئو کلاه سیاه تعلق می گیرد. برخلاف پنالتی های الگوریتمی، شناسایی و رفع پنالتی های دستی آسان است.
چندین ابزار کنترل کننده گوگل پنالتی موجود است. اما می توانید فقط از گوگل سرچ کنسول استفاده کنید. برگه اقدامات امنیتی و دستی (Security & Manual Actions) را در داشبورد خود پیدا کرده. بر روی Manual Action کلیک کنید. در آنجا می توانید ببینید کدام خط مشی را نقض کرده اید. کدام صفحات تحت تاثیر قرار گرفته اند و چگونه می توان آن را برطرف کرد. پس از برطرف شدن، می توانید آن را برای بررسی ارسال کنید. کارکنان گوگل درخواست را بررسی کرده. در صورت برطرف شدن صحیح آن را تایید کرده و صفحه شما را دوباره ایندکس می کنند.
نتیجه هرگونه پنالتی افت رتبه است. اما شدت این افت به نوع پنالتی صادره بستگی دارد.
همه کسب و کارها تلاش می کنند در صفحه اول گوگل قرار بگیرند. تا بتوانند بازدیدکنندگان سایت خود را افزایش داده. در نهایت مشتریان بیشتری را به دست آورند. راه دستیابی به آن از طریق سئو یک فرآیند طولانی مدت است. به تلاش و حوصله زیادی نیاز دارد. به همین دلیل است که بسیاری از افراد به ویژه کسانی که به تازگی وبلاگ یا وب سایتی را راه اندازی کرده اند. وسوسه می شوند از میانبرهایی برای ارتقا رتبه خود استفاده کنند. اما این تاکتیک ها تنها در قالب پنالتی های گوگل نتیجه معکوس می دهند. در ادامه هفت مجازات رایج و آنچه می توانید برای جلوگیری و رفع آن ها انجام دهید را با هم بررسی می کنیم. با ما در ادامه مقاله ۷ پنالتی گوگل و نحوه جلوگیری از آن همراه باشید.
این زمانی است که صاحبان وب سایت بر کمیت بر محتوای سئو با کیفیت تمرکز می کنند. فکر کردن محتوای بیشتر به معنای ترافیک بیشتر است. آن ها ممکن است از ابزارهای تولید محتوا استفاده کنند. مقاله های کوتاه منتشر کنند یا مطالب را از منابع دیگر بردارند. گوگل نه تنها این شیوه های بد سئو را تشخیص می دهد. بلکه محتوای بی کیفیت نیز بر کسب و کار شما تاثیر منفی می گذارد. هدف از به روز رسانی الگوریتم پاندا 4.0 2016 کاهش دید محتوا بی کیفیت و صفحات ورودی در نتایج جستجو بود.
نحوه جلوگیری از پنالتی محتوای نازک کوتاه:
پنهان کردن هرگونه متن یا لینک به منظور سئو به جای کاربران، مغایر با دستورالعمل های مدیر وب سایت گوگل است. متن و لینک ها را می توان به روش های مختلف پنهان کرد، مانند:
نحوه جلوگیری از پنالتی محتوای پنهان
برای شروع، هرگز این کار را عمدا انجام ندهید. اگر باید چیزی را مخفی کنید. احتمالا نباید در صفحه شما باشد. اگر عمدا این کار را نکرده اید. به برگه بازرسی URL در سرچ کنسول خود بروید. صفحات آسیب دیده را در کادر جستجو وارد کنید. سپس صفحه خزیده را مشاهده کنید. در آنجا می توانید لینک های مخفی یا CSS را بررسی کنید.