دیجیتال مارکتینگ به این دلیل محبوب است که راهی موثر برای دستیابی به تعداد زیادی از مردم است. با دیجیتال مارکتینگ، کسبوکارها میتوانند تبلیغات خود را بر اساس علایق و نیازهایشان برای گروههای خاصی از مردم هدف قرار دهند. این امر باعث میشود که تبلیغات به بیننده مرتبطتر شود.
این باعث میشود که آن ها نسبت به تبلیغ اقدام کنند. در حال حاضر دیجیتال مارکتینگ بیش از 90 درصد از بازار جهانی را به خود اختصاص داده است و آن را به سرمایه گذاری ضروری برای شرکت هایی با هر اندازه ای تبدیل می کند. بازاریابی دیجیتال نیز همه کاره است. می توان از آن به روش های مختلفی استفاده کرد، از جمله بازاریابی موبایلی و بازاریابی رسانه های اجتماعی. این دو نوع بازاریابی دیجیتال بسیار محبوب هستند زیرا مزایای زیادی را به مشاغل ارائه می دهند.
یکی از نمونه ها رشد سریع شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و توییتر است. این امر باعث می شود سازمان ها به راحتی در این سایت ها حساب کاربری ایجاد کنند تا بتوانند با تبلیغات موثر به مخاطبان هدف خود دست یابند. علاوه بر این، بازاریابی تلفن همراه برای مشاغلی که می خواهند به مشتریانی که در حال حرکت هستند دسترسی پیدا کنند بسیار مناسب است.
بازاریابی دیجیتال همچنین به کسبوکارها اجازه میدهد تا میزان عملکرد تبلیغات خود را پیگیری کنند. این به ایجاد تغییرات و بهبود در کمپین های خود در صورت نیاز کمک می کند تا به بهترین نتایج ممکن دست یابند.
در نهایت، بازاریابی دیجیتال راهی مقرون به صرفه برای دسترسی به تعداد زیادی از مردم است. در مقایسه با روش های بازاریابی سنتی، بازاریابی دیجیتال بسیار مقرون به صرفه تر است. این امر آن را به گزینه ای جذاب برای کسب و کارها در هر اندازه تبدیل می کند.
از آنجایی که اینترنت در اکثر نقاط جهان در دسترس است، آسمان واقعا در حد توانایی شما برای دستیابی به مخاطبان جدید است.
بیش از 1 میلیارد کاربر فعال فقط در اینستاگرام وجود دارد. این فرصت زیادی برای رشد کسب و کار شما است! با یک رویکرد استراتژیک به بازاریابی دیجیتال، پتانسیل استفاده از تودهها و افزایش آگاهی از برند شما ساده و مقرون به صرفه است.
پلتفرمهای دیجیتالی مانند گوگل و اینستاگرام به دلیل الگوریتمهایی که ایجاد کردهاند و بهترین و شخصیسازیشدهترین تجربه آنلاین را در اختیار مصرفکنندگان قرار میدهد، شناخته شدهاند. با انجام این کار، آن ها بستری را فراهم می کنند که برندها می توانند از آن برای هدف قرار دادن کمپین های بازاریابی دیجیتال برای مخاطبان کامل خود استفاده کنند.
با اجازه دادن به مصرفکننده برای دیکته کردن علایق خود، کسبوکارها میتوانند از ایجاد اختلال در مخاطبان اشتباه با تبلیغاتی که به آنها مرتبط نیست، جلوگیری کنند، که به طور بالقوه به اعتبار برند آسیب میرساند و همچنین سرمایهگذاری بازاریابی شما را بیبازده میکند!
با هر کمپینی که به صورت آنلاین اجرا می کنید، خواه از طریق رسانه های اجتماعی، ادوردز یا هدف گذاری مجدد باشد، ردپای دیجیتالی به جا می گذارید و برای تجزیه و تحلیل آماده می کنید. با ابزارهایی مانند گوگل آنالیتیکس در دسترس، می توان به دقت اندازه گیری کرد که مصرف کنندگان شما از کجا آمده اند، با چه چیزی درگیر هستند و در چه نقطه ای از تعامل خارج می شوند.
تجزیه و تحلیل داده ها به شما این امکان را می دهد که فعالیت دیجیتال خود را بر اساس بینش هایی که در زمان واقعی از کمپین های خود به دست می آورید، تنظیم و هدایت کنید.
آیا میدانستید تعداد کاربرانی که به صورت آنلاین با دستگاه تلفن همراه مرور میکنند، از رایانههای رومیزی پیشی گرفته است؟ موبایل نحوه تعامل مصرفکنندگان با کسبوکارها را متحول کرده است و در این عصر بیواسطگی، آن ها انتظار دارند هر زمان و هر کجا که هستند جستجو، مرور، خرید و تعامل داشته باشند.
مصرف کننده امروزی در حال حرکت است و با رسیدن به آن ها در جایی که بیشترین زمان را سپری می کند. شانس تاثیرگذاری خود را بسیار افزایش می دهید.
بازاریابی دیجیتال شناخت و درک رفتار مصرف کننده را نسبتا آسان می کند. ماهیت تعاملی اینترنت به کسب و کارها اجازه می دهد تا با افراد در سطح شخصی ارتباط برقرار کنند. موانع رسمی را از بین ببرند و مصرف کنندگان را دعوت کنند تا با کسب و کار شما رابطه برقرار کنند.
استفاده از رسانههای اجتماعی، وبلاگها و انجمنها برای ایجاد مکانی که میتوانید با مصرفکنندگان در تعامل باشید. به آن ها فرصت میدهد تا نظرات، نظرات، لایک ها و دوست نداشتنها را بیان کنند و کسبوکارها فرصتی برای واکنش و پاسخ دادن دارند.
DFD اولین بار توسط De Marco در سال ۱۹۷۸، و پس از آن توسط Sarson & Gane در سال ۱۹۷۹ معرفی شد. نحوه ترسیم DFD برای پایگاه داده در زمینه منابع انسانی بسیار اهمیت دارد. یکی از دلایل استفاده از آن این است که بر خلاف فلوچارت ها چندین عمل و پردازش را به صورت همزمان و شبکه ای نشان می دهد.
تمامی سیستم ها ورودی هایی را دریافت کرده و به خروجی تبدیل می کنند. یکی از مواردی که نشان دهنده یک سیستم ایده آل است این است که آن سیستم بدون نیاز به تصمیم گیری انسانی خودش را بازتنظیم کند. برای مثال می توان به شرکت تولیدکنندگان لباس اشاره کرد. در این شرکت ها معمولا لباس ها به یک رنگ همانند سفید تولید می شوند. این لباس ها در انبار ها نگه داری می شوند. این شرکت ها با استفاده از سیستم هوشمندی که ایجاد کرده اند تقاضای بازار را فهمیده. پس از درک تقاضای بازار قبل از وارد کردن اجناس به داخل بازار با توجه به تقاضا های موجود برای رنگ ها، آن ها را رنگ آمیزی می کنند.
یکی از مواردی که کمتر به آن توجه می شود وجود زیر سیستم هاست. هر سیستم دارای یک سری زیر سیستم است. این زیر سیستم ها معمولا به هم پیوسته هستند. در یک سازمان یا ارگان این زیرسیستم ها و سیستم ها و ارتباطات میان آن ها با روش هایی به صورت گرافیکی نمایش داده می شوند. این روش های گرافیکی به ما در شناسایی مرز های این سیستم ها و همچنین اطلاعات موجود در آن ها کمک بسیاری می کنند. نمودار جریان داده های یا Data Flow Diagram که به اختصار DFD گفته می شود، یکی از این روش ها می باشد.
دیاگرام جریان داده (Data Flow Diagram) توانایی ترسیم جریان اطلاعات مربوط به هر فرآیند یا سیستم را داراست. این این دیاگرام ها برای نشان دادن ورودی دادهها، خروجیها، نقاط ذخیرهسازی و مسیرهای بین هر مقصد، از نمادهای مشخص مانند مستطیل، دایره و پیکان به علاوه برچسبهای کوتاه نوشتاری استفاده میشود. همین امر سبب راحتی کار با این نوع داده های گرافیکی می باشد. یکی از اصلی ترین دلایل استفاده از آن ها نیز همین سادگی کار با آن هاست. از این دیاگرام ها میتوان برای تجزیه و تحلیل سیستم موجود یا مدلسازی سیستم جدید استفاده کرد.
یکی از قابلیت های جذاب دیاگرام جریان داده، بیان موارد دشوار به صورت تصویری است که درک آن ها را ساده می کند. این ساده سازی برای ارائه مطالب به افراد فنی و غیر فنی هر حوزه بسیار کاربردی است. به همین دلیل است که دیاگرام جریان داده پس از این همه سال همچنان در میان سازمان ها و ارگان ها بسیار محبوب است.
دیاگرام جریان داده شامل چهار عنصر اصلی است که وجود آن ها در دیاگرام ها به نوعی ضروری و مهم است:
DFD اولین بار توسط De Marco در سال ۱۹۷۸، و پس از آن توسط Sarson & Gane در سال ۱۹۷۹ معرفی شد. نحوه ترسیم DFD برای پایگاه داده در زمینه منابع انسانی بسیار اهمیت دارد. یکی از دلایل استفاده از آن این است که بر خلاف فلوچارت ها چندین عمل و پردازش را به صورت همزمان و شبکه ای نشان می دهد.
تمامی سیستم ها ورودی هایی را دریافت کرده و به خروجی تبدیل می کنند. یکی از مواردی که نشان دهنده یک سیستم ایده آل است این است که آن سیستم بدون نیاز به تصمیم گیری انسانی خودش را بازتنظیم کند. برای مثال می توان به شرکت تولیدکنندگان لباس اشاره کرد. در این شرکت ها معمولا لباس ها به یک رنگ همانند سفید تولید می شوند. این لباس ها در انبار ها نگه داری می شوند. این شرکت ها با استفاده از سیستم هوشمندی که ایجاد کرده اند تقاضای بازار را فهمیده. پس از درک تقاضای بازار قبل از وارد کردن اجناس به داخل بازار با توجه به تقاضا های موجود برای رنگ ها، آن ها را رنگ آمیزی می کنند.
یکی از مواردی که کمتر به آن توجه می شود وجود زیر سیستم هاست. هر سیستم دارای یک سری زیر سیستم است. این زیر سیستم ها معمولا به هم پیوسته هستند. در یک سازمان یا ارگان این زیرسیستم ها و سیستم ها و ارتباطات میان آن ها با روش هایی به صورت گرافیکی نمایش داده می شوند. این روش های گرافیکی به ما در شناسایی مرز های این سیستم ها و همچنین اطلاعات موجود در آن ها کمک بسیاری می کنند. نمودار جریان داده های یا Data Flow Diagram که به اختصار DFD گفته می شود، یکی از این روش ها می باشد.
دیاگرام جریان داده (Data Flow Diagram) توانایی ترسیم جریان اطلاعات مربوط به هر فرآیند یا سیستم را داراست. این این دیاگرام ها برای نشان دادن ورودی دادهها، خروجیها، نقاط ذخیرهسازی و مسیرهای بین هر مقصد، از نمادهای مشخص مانند مستطیل، دایره و پیکان به علاوه برچسبهای کوتاه نوشتاری استفاده میشود. همین امر سبب راحتی کار با این نوع داده های گرافیکی می باشد. یکی از اصلی ترین دلایل استفاده از آن ها نیز همین سادگی کار با آن هاست. از این دیاگرام ها میتوان برای تجزیه و تحلیل سیستم موجود یا مدلسازی سیستم جدید استفاده کرد.
یکی از قابلیت های جذاب دیاگرام جریان داده، بیان موارد دشوار به صورت تصویری است که درک آن ها را ساده می کند. این ساده سازی برای ارائه مطالب به افراد فنی و غیر فنی هر حوزه بسیار کاربردی است. به همین دلیل است که دیاگرام جریان داده پس از این همه سال همچنان در میان سازمان ها و ارگان ها بسیار محبوب است.
دیاگرام جریان داده شامل چهار عنصر اصلی است که وجود آن ها در دیاگرام ها به نوعی ضروری و مهم است:
گوگل به دنبال راهکاری است که کاربران را قادر خواهد ساخت فایلهای مورد نظر خود را خیلی راحتتر برای سایر دستگاههای خود ارسال کنند. احتمالا بارها دچار این مشکل شدید که هنگام انتقال فایل های خود از دستگاهی به دستگاه دیگر با صرف کلی زمان و سختی همراه باشید.
گوگل اخیرا ویژگیای را منتشر کرده است که به کاربران امکان میدهد به سرعت دادهها، مانند عکسها یا اسناد، را با کرومبوک یا دستگاه اندرویدی برای افراد مجاور ارسال کنند. اکنون، به نظر می رسد که توسعه دهندگان در حال کار بر روی به روز رسانی این ویژگی هستند. تا کاربران بتوانند به راحتی داده ها را در دستگاه های خود ارسال کنند.
اشتراک گذاری نزدیک در ماه ژوئن به دستگاههای سیستم عامل کروم آمد با فناوریهای مشابهی مانند AirDrop اپل رقابت میکند. روز یکشنبه، کروم استوری، یک وبلاگ متمرکز بر کروم و سیستم عامل کروم، یک «پرچم ویژگی افزودن» را در Chromium Gerrit مشاهده کرد. که به یک اضافهشده به اشتراکگذاری نزدیک به نام «اشتراکگذاری خود» اشاره میکند. این ویژگی “اشتراک گذاری یکپارچه بین دستگاه های خود کاربر را فعال می کند، پرچم می گوید.
Self Share به شما امکان می دهد بدون استفاده از ایمیل یا درایوهای ابری شخص ثالث، داده ها را برای خود ارسال کنید. با استفاده از بلوتوث، WebRTS یا وای فای یک به یک، دادهها باید در عرض چند ثانیه به سیستمعامل کروم یا دستگاه اندروید نزدیک منتقل شوند.
وقتی مشتری یا رئیس شما نزد شما می آید و می پرسد “استراتژی رسانه های اجتماعی کسب و کار شما چگونه پیش می رود؟” شما شروع به اندازه گیری تمام داده های رسانه های اجتماعی خود خواهید کرد.
همانطور که می دانید این اطلاعات مبتنی بر داده KPI نامیده می شود. به عبارت به آن دقیق تر، شاخص عملکرد کلیدی نیز گفته می شود. کسبوکارها از KPI برای ارزیابی عملکرد در طول زمان، ارزیابی اینکه آیا به اهداف رسیدهاند و تعیین اینکه آیا تغییرات لازم است یا خیر، استفاده میکنند. این نوعی ارزیابی عملکرد است که ممکن است به شما در درک نحوه عملکرد شرکت یا بخش شما کمک کند.
خب در ابتدا بیایید تا به بررسی اهمیت این KPIها برای کسب و کارهای کوچک بپردازیم.
KPI ها معیاری برای سنجش سلامت یک شرکت هستند. برای پیگیری سیگنال های حیاتی شرکت خود، فقط به چند KPI نیاز دارید. فقط آنچه را که می خواهید حرکت دهید اندازه بگیرید تا بتوانید انرژی خود را در جایی متمرکز کنید که بیشترین تاثیر را دارد. اندازهگیری چند KPI در هر یک از چهار دسته مهم است: کارمندان، مشتریان، فرآیندها و درآمد. اینها به عنوان مطالعات نژادی انسانی طبقه بندی می شوند.
اهمیت KPI برای کسبوکارهای کوچک نیز بر ردیابی شاخصهای کلیدی نتیجه مانند درآمد، سود ناخالص، موقعیت و تعداد کارمندان است. هر ثانیه و هر سه ماه یکبار اهداف تعیین کنید. از شاخص های کلیدی عملکرد هفتگی برای اندازه گیری میزان پیشرفت خود به سمت اهدافتان استفاده کنید. تنظیم KPI مناسب برای کسب و کارهای کوچک می تواند به شما کمک کند تا پیشرفت خود را به سمت اهداف بلندمدت و استراتژی های تجاری اندازه گیری کنید.
شما علاوه بر نتایج خود به نشانه های اصلی نیاز دارید تا به شما هشدار دهند که در صورت خطر از دست دادن آن اهداف قبل از اینکه خیلی دیر شود، به شما هشدار دهند. KPI های رایج کسب و کارهای کوچک به شما کمک می کند تا آنچه در آینده اتفاق می افتد و همچنین نتایج آینده خود را پیش بینی کنید. آن ها به شما می گویند که آیا در مسیر رسیدن به اهداف خود هستید یا خیر. دو نوع شاخص پیشرو وجود دارد. اینکه قابل سنجش است و پتانسیل تاثیرگذاری مستقیم را دارد. اگر روی داشبورد شما باشد، یک KPI فوق العاده برای حفظ پروژه شما در مسیر درست است.
همیشه از ترکیبی از KPI ها در داشبورد خود استفاده کنید تا به سرعت اطلاعات مناسب را برای حل یک مشکل یا درگیر شدن در یک فرصت به دست آورید. فرض کنید در فروش دچار رکود شده اید. پیدا کردن چند KPI برای کسبوکارهای کوچک میتواند به تغییر جریان کمک کند. احتمالا تعداد تماسهای خروجی، تعداد ثابتهای نگهداشتهشده، تعداد نمایشگاههای شرکتکننده به شما کمک می کند. آن ها را روی داشبورد خود قرار دهید.
هر هفته آن ها را دنبال کنید تا ببینید آیا اهرم مناسب را پیدا کردهاید یا خیر. تا به شما کمک کند فروش قابل پیش بینی بیشتری ایجاد کنید. یا فرض کنید ایده خوبی برای یک محصول جدید دارید. شما نمی توانید قبل از اجرای در مقیاس، روی چندین مشتری آزمایش کنید و KPI را برای کسب و کارهای کوچک تایید کنید. می توانید تعداد مشتریان علاقه مند، زمان اجرای امتیاز NPS، تعداد نقص ها و موارد دیگر را نظارت کنید.